سلام
من اومدم
خوشحال باشین
بازی
منو به بازی دعوت کردن (می دونین همین بازی جدیدارو می گم .مد شده
منو مهسا جون دعوت کرده
اینجوریه که من۵تا از خصوصیات خودمو می گم و ۵نفر از دوستان با جنبه رو هم دعوت می کنم(۵تا بیشتر بشه سوختی
)اونام اگه خواستن همین کارو ۲باره تکرار می کنن)من خودم یه واژه ی معادل و درخور واسش پیدا کردم=اسکل بازی
اما من این بازی رو دوست دارم...............آخه باعث می شه که شما با شخصیت جذاب .بی نظیر .و .... و..و........
.من آشنا بشین
(چه قدر من از این شکلک خوشم می آد)
من عاشق قانون شکنی هستم از این رو بیشتر از ۵تا خصوصیت می گم(بازم خوشحال باشین
)
خوب من سارا جون ویا به قول بعضی چهارپایان شب نشین سارا خانوم و یا آبجی سارا:از اهالی محترم شهر آشغال سمنان هستم(از همین جا هر گونه تعلق خود به این شهر رو انکار می کنم)و باید قبلا و قلبا بگم که اگر قصد سفر به این شهر رو دارید همین الساعه در تصمیم خود تجدید نظر کنید.البته اگه این شهرو روی نقشه پیدا کردین
)
خوب و اما زندگی خصوصی من ....................
به شما و خانواده ی محترمتان هیچ ربطی نداره
من عاشق شهمیرزادم(البته هم اکنون به دلیل یک سری مسایل حاشیه ای و بی اهمیت این علاقه خدشه دار شده.که اگه خدا بخواد وقتی این معضل های (املاش درسته به نظرت؟)اجتماعی رو از روی زمین محو کردم .........حالااااااااااااا بماند)
من ۱۷سالمه و اسفندی هستم اما از این ماه متنفرم
دیگه این که به خاطر اسم مدرسمون به ما میگن باهوش .اما شما جدی نگیرید.به قول پسرهای اون مرکز(تیزهوشان پسرونه):
سمپاد(آرم سازمان=سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان)=
سریعترین مرکز پرورش استر و دام

منابع موثق اعلام کردند که این وحوش(پسرها)طی آخرین اقدام خود موفق به فرار از مدرسه از طریق پنجره ی دستشویی مدرسه شده اند
(جدی میگمااااااااااا)
خوب همون طور که تاحالا فهمیدین من یه گوله نمکم
(والبته یه گوله اعتماد به نفس
امروز انتخاب رشته ی دانشگاه آزاد بود .جاتون خالی .بنده هرچی پزشکی و دندان پزشکی و داروسازی در این مملکت موجود بود انتخابیدم
)
شخصیت های مورد علاقه:۱.خودم

۲.دکتر شریعتی ۳.crazy frog جبران خلیل جبران
۴.شل سیلور استاین ۵.یه دختره تو کلاس تکواندو که من عاشقش شده بودم به اسم ........(نه نمی گم)
۶.هری پاتر(خوب کاره دله دیگه

....چی کارش کنم)
اوه شماره دادنو داشتی
.اگه مثل من باهوش باشی
از همین جا می فهمی که من از همون اولم ریاضیم خوب نبود.به جاش خوراکمه زیست
من کاملا آتشین مزاج هستم(بچه ها بهم میگن سارا ترقه
اونم از نوع با خطر)فقط کافیه عصبانی بشم اون وقت.................
بنده دوستم زیاد دارم که خرابشونم
دیگه چی؟
آها یه چیز بسیار مهم:من از پسرا چندان خوشم نمی آد(یعنی چشم دیدنشو ندارم)البته اینو انکار نمی کنم که به خیلی چیزاشون(که البته اونم اقتضای طبیعته وگرنه خودشون که...........)حسودیم می شه:مثل آزادیشون .اینکه هر وقت روز هر گورستونی که می خوان میرن و هیچکس چیزی بهشون نمیگه
(مخصوصا حرف مردم که پشت سرت میگن )البته من نمیگم که دخترها باید این آزادی رو داشته باشن نه نگو.با وجود این همه گرگ درنده در جامعه

تذکر : هر گونه نظری در مورد این قسمت داده بشه فورا پاک می شه(حتی شما مزاحم گرامی)
دیگه این که من دو چیزو خیلی دوست دارم:خوردن و خوابیدن
ورنگ آبی
اوه فوتبالو که نگو
(البته نگاه کردنشو)

هرچی ازینا بذارم بازم کمه
بعدش عرضم به خدمتتون:آها .ممکنه بپرسی پس خصوصیات خوبت کو؟متاسفم هرچی گشتم پیدا نشد(گشتم نبود نگرد نیست)
دیگه اینکه عزیزترین من مادرمه .چاکر بابا هم هستیم.دو عدد برادر هم داریم:که خیلی خاطرشون واسه ما عزیزه.داداشا اینقده ه ه ه ه .............به درد می خورن که نگوووو .مخصوصا که داداشاتو سر غیرتی بازی بندازی سر این پسران الاف خیابان گرد(شوخی بود .من که اینکاره نیستم).شوخی بود.
اما سعادت داشتن خواهر رو نداشتم




دیگه اگه چیزی یادم اومد بعدا اضاف میکنم
آهان من خوره ی کارت اینترنت دارم
وبگردیم شده کار جتیتم
از درس خوندنم متنفرم .اونم تاریخ

موسیقی هم یه سال در میون وقتی ماشینا صدای ضبطشونو زیاد می کنن گوش می دم



همیشه ی خدا هم زبونم سوخته چون به غذاهای مامان جون ناخونک می زنم
آخ که چه حالی میده
اینم دوست جونای من که به بازی دعوتشون می کنم
۱.بهاره ی عزیز ۲.آساهی جونم ۳.آقا ابی
۴.آتنا جون گلم ۵.آلیس جون
اینا که اکثرا ظاهری بود.....ولی چقدر بده که بتونی خودتو فقط تو چند سطر توصیف کنی .مگه نه؟
خلاصه که خوش باشید
ومثل من امتحان فیزیک نداشته باشید


پ.ن .راستی دوستایی که وبلاگشون گروهی بود .شدیدا ببخشن که نشد دعوتشون کنم.گفتم بینشون دعوا میشه



نمی دونم چی بگم ...................................فقط می گم این بلاگو ببینین
با همه ی ما فرق داره
خاطرات نوستالژیک یک ذهن آشفته (جینگو)
این عکس دختر دخترخاله مه .من که هر وقت می بینم از خنده می ترکم
مامانش اگه بفهمه من اینو گذاشتم اینجا منو می کشه.حالا بیخیال

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت
3:35 |