حجم:300کیلوبایت download
نوروز:
نوروز که قرن های دراز است بر همه ی جشن های جهان فخر می فروشد .از آن رو "هست"که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست :جشن جهان است و روز شادمانی زمین .آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن ها و سر شار از هیجان هر "اغاز"
نوروز تنها فرصتی برای آسایش .تفریح و خوش گذرانی نیست:نیاز ضروری جامعه /خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول .گسیختن و زایل شدن .در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است .جایی که در آن .آن چه ثابت است و همواره لاتغیر و همیشه پایدار ...تنها تغیر است و ناپایداری .چه چیز می تواند ملتی را .جامعه ای را در برابر ارابه ی بی رحم زمان :که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود ..از زوال مصون نگه دارد ؟جز رسمی باستانی همچون نوروز(بعد از علامت سوالو خودم اضافه کردم ....ببخشید دیگه دکتر)
دکتر شریعتی (با تلخیص)
سلام دوستای عزیز ![]()
به قول مسعود بزرگ از اینجا به بعد برای معلولین خاصی نوشته شده و قابل رمزگشایی برای سایر معلولین نمی باشد .......اگر خوندید و نفهمیدید فکر نکنید خنگید ........مطمئن باشید که خنگید ![]()
نمی خواستم آپ کنم .............ولی گفتم بذار آخرین آپ سال ۸۵تو اخرین روز سال باشه![]()
راستش من تمام سال ۸۵ با این وبلاگ نبودم .......یعنی من این وبلاگو نساختم (من یعنی سارا که هیچوقت shgirlsنبود
) فکر می کنم شهریور بود که این وبلاگو تحویل گرفتم.....اون موقع هم وبلاگ فقط یک عدد پیوند داشت (اونم shboys![]()
) ....بله همون طور که واضحه(یعنی اونقدر تابلو که حتی شما ها هم فهمیدید
)از هر دو وبلاگ استفاده ی ابزاری می شده.....برای اهداف دیگه![]()
![]()
..منم از تمام جریانات بی خبر
با یه هدف دیگه مسئولیت وبلاگو قبول کردم...وقتی هم به هدفم رسیدم که دیگه واسم مهم نبود .....ونتیجه ی پذیرفتن این وبلاگ چیزی جز پشیمانی و ندامت نبود![]()
![]()
(حالا همه سه مرتبه بگین ندااااااااامت)
تنها چیزی که من راجع به دوران قبل از خودم در این وبلاگ نمی دونم(علاوه بر تمام چیزهایی که نمی دونم
)اینه که ساختن وبلاگ ها بعد از آشنایی ها بوده یا وبلاگ ها منجر به آشنایی شده (نفهمیدی ؟....به درک
)من خودم نسبت به اولی نظر مساعد دارم.
...در جواب این که آیا من فضولم ؟باید بگم که دارم از فضولی می ترکم![]()
و همون طور که شاهد هستید نتیجه ی شش ماه تلاش واقعا شبانه روزی رشد و بالندگی وبلاگ تا این حد بود که حتی بعد از فیلتر شدن وبلاگ که تنها عده ی معدودی می تونستند به وبلاگ سر بزنن رو پستها ۵۰ تا کامنت اومد (حالا تعریف از خود نباشه![]()
)
تو این ۶ماه دوستای وبلاگی گلی پیدا کردم ![]()
:مثل مهسا ...مسعود بزررگ ....آساهی...آلیس ...آتنا ....دلشکسته.....(shboysهم این وسطا می پلکن)....وکلیه ی فامیل های وابسته ی این مرحومین ![]()
دشمن هم زیاد بوده ...سر دسته شون امین پسر جهنمی (از خاصیت های برجسته ی shboys اینه که می تونن تو این دسته هم قرار بگیرن![]()
)
با تمام اوصاف وبلاگمو دوست دارم
(واسه وبلاگم)
بگذریم.....
دوست جونها به خوب یا بد بودن حوادث سال ۸۵ هم فکر نکنید
........یه ضرب المثل فرانسوی می گه(حالا من یه چیزی یاد گرفتم
):اگر در پی آرامش هستید به پیشامدهای زندگی برچسب خوب و بد نزنید ![]()
![]()
امیدورام سال ۸۶ بهترین سال زندگیتون باشه (من که امیدورام تو این سال بمیرم )![]()
اگر فکر می کنید انسانی هستید که دعاتون اثر بخشه واسه من دعا کنید ![]()
دعای خیر البته(همون شوهر پولدارو خوشگلو اینا دیگه.......
)
یا حق![]()
این جکم به مناسبت پایان سال ۸۵:
................................................................................
.....................................................................................
.............................................................................
به دلیل شهادت امام رضا (ع)از ذکر متن جک معذوریم![]()
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
فریدون مشیری
الا ای دختر چون غنچه شاداب
الا ای دختر زیبا و جذاب
تو ای دوشیزه ی دانا و با هوش
ز من این یک نصیحت را بکن گوش
مکن ای نازنین هرگز تو شوهر
که باشد شوهر از ابلیس بدتر
وفا در جنس نر هرگز نباشد
در او از مهر اثر هرگز نباشد
بود کارش فریب و حقه بازی
بود استاد فن صحنه سازی
به جز دوز و کلک کاری بلد نیست
ره و رسم وفاداری بلد نیست
نه او داند که همیاری چه باشد
نه می داند که زن داری چه باشد
نبرده بویی از مهر و محبت
نشان در او نباشد از صداقت
پس از ماه عسل از تو شود سیر
کند اخلاق او ناگاه تغییر
ز« قربانت روم» دیگر خبر نیست
ز « می میرم برایت» هیچ اثر نیست
« فدایت می شوم» گردد فراموش
شود آتشفشان عشق خاموش
دلش را می زنی بعد از دو سه ماه
بجنبد چشم و گوشش گاه و بیگاه
بیفتد در پی زن ها شب و روز
تو می مانی و اشک و آه جانسوز
رود هر دم پی دلدار دیگر
گزیند هر زمان او یار دیگر
نصیب تو ولی از اوست سردی
خیانت، بی وفایی، هرزه گردی
بر آن گل گونه هایت می زند چک
نوازد گونه ات با مشت، مردک
نبرده از حیا و آبرو بو
نثارت می کند مشت و لگد او
زند بر صورت ناز تو سیلی
اگر شوهر کنی خوار و ذلیلی
نداری جیره جز فحش و فضاحت
نداری بهره ای غیر از فلاکت
کتک داری تو از او جیره هر روز
نوایت ناله و آه جگر سوز
ز بس زجرت دهد آن دیو ملعون
شود یک چشمت اشک و آن یکی خون
نمی خواهی اگر عمری تباهی
اگر خواری و خفت را نخواهی
نشو تسلیم جنس نر تو هرگز
نکن شوهر نکن شوهر تو هرگز











